درس فقه حضرت امام در نجف اشرف به موضوع حکومت اسلامی رسیده بود و فضای درس ، جذابیت و طراوت بی مانندی داشت . در محیطی که بسیاری از مباحث دوره عالی حوزه و درسهای خارج فقه ، حول محور موضوعات و مسائلی بود که اصلاً در عصر حاضر ، موضوعیت خارجی نداشت یا کمتر مورد نیاز بود ، حضرت امام با طرح استدلالی «حکومت اسلامی» و ضرورت قیام برای تحقق آن ، زلزله ای در افکار حوزویان پدید آورد و یکی از مهمترین و اساسی ترین مسائل فقه اسلامی و شیعی را که در غبار ناباوری نسبت به تحقق آن ، مورد غفلت قرار گرفته بود ، در مرحله نظری به روشنی روز اثبات کرد و در مقام عمل نیز آنچه را در طول قرنها برای مؤمنان ، یک آرزوی دست نایافتنی بود ، محقق ساخت و آنچه را در تصور نمی گنجید به تصدیق آورد.

       

در یکی از روزهای درس که استدلالهای حضرت امام به اوج خود رسیده بود و اصحاب درس ، بشدت تحت تأثیر قرار گرفته و همگان هیجان زده شده بودند ،یکی از شاگردان گویی به این احساس رسیده بود که همین الان باید به هر نحوی سلاحی به دست آورد و به ایران برگردد و کار را آغاز کند، لذا با آهنگی شتابزده و آمیخته با هیجان ،در میان اوج سخنان امام ، با صدای بلند گفت : « ما الان باید چه کار ... ؟» اما هنوز جمله او تمام نشده بود که امام با همان لحن قاطع و سریع خود فرمود : « فعلاً باید تولید مثل کنید» !

معلوم بود که امام فرزانه ، هر سخن را در جای خود و هر کاری را در فرصت مناسب خود می دید و در آن شرایط آنچه ضرورت داشت زمینه سازی برای این امر مهم بود و اساسی ترین کار در این راستا کادرسازی یا همان «تولید مثل » بود . در عین حال با شنیدن تعبیر [چند وجهی ] ِ تولید مثل ، ناگهان نگاهها متوجه حاج آقا مصطفی شد و خنده ای آرام بر لبها نشست ! که او مصداق تولید مثل - به هر دو معنی - بود !

 

از : حجت الاسلام و المسلمین محمد حسن رحیمیان ، در سایه آفتاب ، ( چاپ دهم : تهران ، نشر شاهد ، ١٣٨٨ ) ، صفحات ٢٢١ و ٢٢٢.

پنجشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٩ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()

درس امام ، منظمترین دروس بود و تعطیلی بی جهت نداشت ؛ برای مثال رسم بود که بین التعطیلین درسها تعطیل می شد . مثلاً اگر یکشنبه به مناسبت شهادت یکی از معصومین تعطیل بود ، شنبه نیز که بین آن روز و روز جمعه قرار داشت ، تعطیل می شد ؛ اما حضرت امام "ره" این سنت را برانداخت .

در یکی از همین روزها ، حضرت امام "ره" مثل روزهای درسی دیگر به مسجد شیخ انصاری آمدند . شبستان این مسجد ، هم محل درس حضرت امام بود و هم ظهرها در آنجا نماز جماعت به امامت ایشان اقامه می شد . وقت درس امام ساعت 10 صبح بود و امام همانند سایر برنامه هایش که با نظم و وقت شناسی دقیقی بود ، رأس موعد مقرر وارد مسجد می شدند و معمولاً برای آنکه نفسی تازه کنند ، چند دقیقه ای را در کنار منبر می نشستند و سپس برای شروع درس روی منبر می رفتند .

در آن روز ِ بین التعطیلین ، جز چند نفر ، کسی از شاگردان نیامده بود ! امام حدود 20 دقیقه ای در انتظار نشستند . مکان منبر و جلوس امام به گونه ای بود که مدخل و در ِ ورودی مسجد دیده می شد و امام ، چشم به راه ِ آمدن ِ شاگردان . تک تک ، افرادی آمدند و با سَرَک کشیدن از در ِ مسجد ، امام را دیدند که منتظر نشسته است و ناگزیر به حلقه درس پیوستند و بالاخره حاضرین به چند ده نفر رسیدند و امام بالای منبر قرار گرفتند ؛ اما به جای طرح ادامه بحث ِ روزهای گذشته ، به انتقاد شدید از سنت غلط این نوع تعطیلی ها پرداختند با این مضمون که ما باید در برابر هر کاری در پیشگاه خداوند و در روز قیامت ، حجت داشته باشیم ؛ باید حساب کنیم که در ازای یک روز از عمر و فرصت از دست رفته ، چه به دست آوردیم . سهم روزانه بودجه ای که از بیت المال و امام زمان "عج" صرف حوزه می شود چقدر است و کدام دلیل خداپسند را برای هدر دادن آن می توانیم اقامه کنیم ؟! و ...

سخنان امام که مانند همیشه از سرچشمه زلال معارف اسلام و از اعماق دل بر می خاست ، بر دلها نشست و طنین بیدارکننده اش ، غایبان را نیز هشیار کرد و دیگر تعطیلی بین التعطیلین تکرار نشد !

حضرت امام در ادامه همین جلسه با آنکه فقط حدود ِ یک دهم شاگردان حضور داشتند ، قول خود را با عمل قرین کرد و به ادامه بحث فقهی و درس پرداختند و به این ترتیب حدوداً با 20 دقیقه انتظار ، 20 دقیقه تذکر و نصیحت و 20 دقیقه درس ، درسی فراتر از درسهای دیگر به شاگردان آموختند !

 

از : حجت الاسلام و المسلمین محمد حسن رحیمیان ، حدیث رویش ، ( چاپ اول : تهران ، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، زمستان 1382 ) ، صفحات 161 و 162 .

سه‌شنبه ٦ مهر ۱۳۸٩ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()